غذا و دوا

غذای مطلق

غذای مطلق آن است که تاثیر آن در بدن فقط به ماده باشد نه به کیفیت.
یعنی کیفیتی را (سردی،گرمی،تری ،خشکی )در بدن ایجاد نمیکند یا تغییر نمیدهد و فقط تولید ماده میکند.وقتی غذا وارد بدن میشود بدن با اثراتی بر روی غذا در روند هضم وجذب، نهایتا بخشهایی از ماده آن را به اخلاط و اعضا تبدیل میکند.البته غذای مطلق نیز به هرحال خالی از کیفیت نیست ولی به دلیل این که کیفیات در غذای مطلق به حدی نیستند که بتوانند کیفیت اصلی بدن را تغییر دهند، میگوییم غذا فقط به ماده خود اثر میکند و اخلاط حاصل از آن نیز دارای اعتدال هستندو مزاج اصلی بدن را تغییر نمیدهند.به عبارت دیگر غذای مطلق در فردی که مزاج معتدل دارد موجب دگرگونی مزاج وغلبه یک کیفیت نمیشود،یعنی عملا غذا به ماده خود اثر میکند،نه به کیفیت.

ویژگی غذا این است که بدن روی آن اثر کرده،آن را به کیلوس وکیموس و صورت خلطی تبدیل میکند واین اخلاط به صورت اعضاء درمی آیند وموجب رشد و نمو بدن میشوند،بنابراین خوردنی که این ویژگی را نداشته باشد غذا به شمار نمیرود

دوای مطلق

دوای مطلق آن است که تاثیر آن در بدن فقط به کیفیت باشد و ماده آن قابلیت غذاییت و جزو بدن شدن را نداشته باشد.وقتی دارو وارد بدن می شود از ماده آن کیلوس و کیموس حاصل نمیشود بلکه دوا با همان مقدار اندک با کیفیت غالبش در گرمی ،سردی،تری،خشکی ،مزاج اصلی بدن را به حسب شرایط و مراتب تغییر میدهد.در نتیجه این دارو است که کیفیات بدن را متأثر می نماید و تغییر می دهد. مانند فلفل و زنجبیل که گرم هستند و نیلوفر و کافور که سرد هستند که البته اینها غذا نیستند و حتی مقدار کمی از آنها کیفیات بدن را به شدت و به قوت تغییر می دهند، پس در گروه داروها قرار می گیرند. بنابراین دوای مطلق فقط به کیفیت خود بر بدن تأثیر می گذارد.

غذای دوائی

تاثیر این گروه در بدن، اول به ماده و سپس به کیفیت است یعنی در ضمن اینکه غذا هستند ولی به میزان اندکی نیز کیفیات بدن را متاثر می کنند. اما نقش غذائی و مادی آنها بیشتر از نقش دوائی و کیفیتی آنها است. اکثر غذاهایی که مصرف میکنیم غذای دوایی هستند وعلاوه بر نقش غذایی ،بسته به کیفیت خود میتوانند موجب تغییر درجه سردی ،گرمی،تری و خشکی شوند.مانند هندوانه و خیار و کاهو که سرد و مرطوبند و برای دفع بیماری هایی که حرارت دارند مفید هستند. در طب سنتی ایران درمان با غذاها (تدبیر بالأغذیه) در اولویت است و هر درمانی می بایست از این مرحله شروع شود بنابراین غذاهای دوائی ابزار خوبی برای شروع روند یک درمان موفق به شمار می آیند. همانطور که دانشمند بزرگ محمد بن زکریای رازی می فرماید: «تا جائی که می توانی با غذا درمان کنی، با دارو درمان مکن و تا جائی که می توانی با داروی مفرد درمان کنی، با داروی مرکب درمان مکن.»

دوای غذائی

این دسته دارای کیفیت داروئی بیشتر و ماده کمتری می باشند، برخلاف غذای دوائی که ماده بیشتر و تأثیر کیفی کمتری داشتند یعنی دوای غذائی پس از ورود در بدن، بدن را از کیفیات خود متأثر می سازد و میزان کمی غذا و اخلاط نیز از آن حاصل می شود. مانند تره که مزاج گرم و خشک دارد و در درمان هموروئید مؤثر است. سیر و پیاز نیز از این دسته اند. بنابراین در مصرف آن ها نمی توان زیاده روی نمود، زیرا خاصیت دارویی در اینها غلبه دارد و کیفیات بدن را سریعاً دگرگون می کنند و احداث گرما و خشکی می نمایند. و همین طور بذر گیاهان، مانند بذر خیار و خربزه و هندوانه نیز اینگونه اند. نکته قابل توجه اینکه میوه ها و سبزی هایی مانند خربزه و هندوانه و خیار و خرفه… در گروه غذای دوائی قرار می گیرند اما بذر آنها در گروه دوای غذائی واقع می شوند. از این رو می توان نتیجه گرفت که اکثراً بذر میوه ها و گیاهان دارای خاصیت و کیفیتی به مراتب قوی تر از دیگر اندام های گیاه می باشند.